خدا رو شکر . یادم رفت برای چی می خواستم شکر کنم . حال دلم بدجور بد هست . خدا رو شکر مسافرت رفتیم و توی مسافرت دوام آوردیم . ماهی کپور . ماشین لباسشویی و شستن لباس ها و پهن کردن . خیس شدن . من رفتم سر کلاس . از استادش زیاد خوشم نیومد و باید چکار کنم . چه کلاسی برای ریاضیات بچه را ثبت نام کنم ؟
برچسب: نویسنده: علی حسینی تاريخ: شنبه 17 مرداد 1405 ساعت: 2:10
ساعت نه و سی و دو دقیقه است . حس می کنم مدرسه دختر را باید عوض کنم . حس می کنم بدبیاری و بدشانسی دارم . نگرانم . می ترسم . همش احساس عقب ماندگی دارم . همش فکر می کنم یه چیزهایی هست که من نمی دونم . همسر ملحفه تخت را کشید و تخت را مرتب کرده و رفته و این نگرانم می کنه و لوبیا پلو هم آورد و این نگرانم می کنه
برچسب: نویسنده: علی حسینی تاريخ: شنبه 17 مرداد 1405 ساعت: 2:10
آکواریوم را داره تمیزه می کنه همسر عزیز و با من هم حرف نمی زنه و نمی دونم دلیل این حال بدی های همسر چه هست ؟ صاحبخانه هم زنگ زده و کلی بالا برده است و باید چکار کنم ؟ دو سال اینجا بودیم و کلی استفاده کردم و بهتر هم استفاده می کنیم به امید خدا و همه چیز عالی است
برچسب: نویسنده: علی حسینی تاريخ: شنبه 17 مرداد 1405 ساعت: 2:10